X
تبلیغات

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

وبلاگ حقوقی هادی عباسعلی زاده

وبلاگ حقوقی هادی عباسعلی زاده
 
مقالات حقوقی.نکات حقوقی.آزمون های حقوقی

انجام امور تحقیقاتی شامل کارتحقیقی 1 و 2 رشته حقوق - پروپزال رشته حقوق خصوصی - سمینار حقوق خصوصی. مکاتبه صرفا با ایمیل صورت بگیرد Hadi_juristic@yahoo.com
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/12/13 توسط هادی عباسعلی زاده

 

تهیه و تنظیم: فرشاد شرفی - کارشناسی حقوق قضایی

 

چکیده:

هدف از این پژوهش  بیان انواع سوگندها و جایگاه آنها در حقوق ایران می باشد که از منظر برخی حقوق دانان بر جسته تعریفهایی از انواع سوگندها شده است که در تعریف جمع وکلی می توان سوگند را نوعی از  گواه معرفی کرد که شخص برای اظهارات و گفته های خود در دادگاه یا ... خدا را شاهد می گیرد و به نام او قسم یاد می کند.

در این پژوهش بیشتر سعی شده است تفاوتها و تشابهای انواع سوگندها را نیز ذکر کرد و همچنین محل اجرای آنها در حقوق ایران را متذکر شد به طوری که مشخص  می شود که در حقوق ایران سوگند (قسم) جایگاه تقریباً خارق العاده ای دارد و بیشتر دعاوی توسط آن در شرایطی حل و فصل و اثبات می شود.

بنابراین شناخت ویژگی ها و کاربردهای انواع سوگند ها  که در وهله اول به عهدی و قضایی تقسیم می  شود که ما را در حل و فصل دعاوی و اثبات یا عدم اثبات برخی دعاوی کمک خواهد کرد که حقیر به این مسائل در این پژوهش پرداخته است.

 

 

واژگان کلیدی: سوگند – بتی – تکمیلی، استظهاری - قضایی  - قسم

 

 

 

 

مقدمه :

سوگند(قسم و یمین) ذکر مقدسات مذهبی در مقدمه سخن به منظور توصیف آن سخن به صدق و راستی می باشد. سوگند به عنوان یکی از راه های اثبات در برخی دعاوی مانند قتل و برخی دعاوی مال و... می باشد و در بسیاری از موارد کاربرد دارد.

دکتر شمس، قسم (سوگند) را چنین تعریف می کند:«سوگند اخباری تشریفاتی است که به موجب آن شخص خداوند متعال  یا سایر مقدسات را به راستی گفتار یا بر جا ماندن به عهده خود گواهی می گیرد.» در قانون و حقوق ایران قانونگذار کابردهایی برای انواع سوگند پیش بینی کرده است،البته باید متذکر  شد که سوگند پیشینه ای تارخی در ایران و ملل مختلف دارد و آثار متنوعی بر اساس اینکه در کدام دعوی و کدام نوع قسم (سوگند) باید ادا شود، دارد.

در حال فعلی حقوق ایران ، حقوقدانان برجسته سوگند را به دو دسته کلی تقسیم بندی کرده اند و از آن بعنوان  سوگند عهدی و قضایی تعبیر کرده اند.

در سوگند عهدی به طوریکه در نامش پیداست، سوگندی است که پیوند مستقیمی با ادله  اثبات دعوی ندارد و بیشتر در حقوق عمومی عموی محل بحث دارد؛ مانند سوگند رئیس جمهور، ولی در سوگند قضایی یا همان اثباتی به طوری که از نامش پیداست باید در چهارچوب قانونُ ادعا یا صحت اظهارات سوگند یاد کنند را، اثبات کند. پس باید در حضور دادرس  و در جلسه دادگاه بعمل آید که سوگند قضایی شامل انواعی از سوگندها (استظهاری، تکمیلی ،بتی) می باشد.

حقیر در مقاله حاضر کوشیده است در ضمن اینکه به جزئیات انواع سوگندهای قضایی پرداخته است، به سوالات زیر نیز در طول این مباحث پاسخ دهد:

1-  تفاوت سوگند عهدی و قضایی؟

2-  جایگاه سوگند در دعوی

3-  کدام دعاوی قابلیت اثبات با سوگند دارند؟

4-  تفاوت و اشتراک بین انواع سوگند قضایی؟

 

 

 

 

 

فصل اول:

پیشینه تاریخی سوگند و تعاریف آن

 

 


 

 

 

 

بخش اول

اهمیت سوگند ، بعنوان دلیل و وسیله حل و فصل دعاوی، پیشینه تارخی شناخت شده ای دارد.

در روزگاران گذشته یکی از راه حل های دعوی، مبارزه تن به تن بود که در آن به فارسی مرد و مرد و در زبان اروپائی دوئل می گویند. راه حل دیگری که در سراسر روی زمین رواج داشت که در زبانهای اروپایی اوردال، و در فارسی آزمایش ایزدی می گفتند. آزمایش ایزدی آن گاه به جای آورده می شود که دو طرف دعوی از برای اثبات حقانیت خود،  هیچ گونه گواهی نداشتند. بنا به ناچار به خداوند روی آورده و از او خواستار بودند که درست را از نادرست بشناسد. سوگند از این نظر در زمان قدیم اعتبار پیدا کرده بود که در آن اقدامی مانند ایرانیان وجود داشتند که برای آنان مفهوم احترام به راستگویی و وفاداری نسبت به سنن باستانی، نقش اصلی را در زندگی اجتماعی بازی می کرد در سوگند از نیروی اعتقادی و معنوی افراد بهره گیری می شود به همین جهت سوگند منشاء و مبنای مذهبی دارد و در همه ادیان مورد توجه بوده است. کسانیکه خداوند را قادر بر جهان هستی می شناسد به او احترام می گذارند و با ترس از او خلاف واقع نمی گویند. وقتی شخص از طرف دعوی خود تقاضای  سوگند می کند نه تنها به وجدان او بلکه به مبنای اعتقادی و مذهبی او متوسل می شود.

امروز، نه تنها صورت خارجی سوگندها ساده تر شده و از تشریفات آن کاسته شده، در حقوق پاره ای از کشورها چهره مذهبی و ماورائی آن نیز در برابر چهره مدنی رنگ باخته است: بعنوان مثال، در حقوق فرانسه، تا نیمه قرن بیستم عموم نویسندگان به چهره مذهبی اعتقاد داشتند و با این که در ق . م ترکیب ویژه ای برای موضوع سوگند پیش بینی نشده است. روی آوردن به سوگند را نوعی پیوستن به امور ماورائی تلقی  می کردند. ولی، در آثار جدیدتر سخن از آثار مدنی سوگند و مخالفت مبنای آن با اصول اثبات است. به بیان دیگر، التزام و استشهادی که در برابر خداوند انجام میگرفت،امروز تبدیل به التزام وجدانی و اخلاقی شده وعنصرماورایی درآن دخالت ندارد.[1]

از لحاظ عملی نیز استناد به سوگند و استفاده از این وسیله خطرناک کمتر دیده می شود و نویسندگان اثر آن را خلاف قواعد اثبات می دانند. زیرا، سوگند وسیله تأئید و اثبات سخن کسی است که ادعایی دارد و نمی تواند دلیلی برای آن بیاورد.

پس، ناچار از طرف خود می خواهد که سوگند یاد کند و سرنوشت دعوا را به تصمیم او واگذارد، به این امید که او از سوگند خوردن امتناع کند یا سوگند را به خود مدعی واگذارد و از این راه فرجی رسد.

در حقوق کنونی ما، به اهمیت نظری سوگند در میان دلایل اثبات دعوا به جای خود باقی است؛ همان چهره مذهبی و ماورائی اصلی را دارد؛ زیرا به لفظ جلاله و با نام خداوند  ادا می شود ( ماده 280 ق.ا.د.م) اثری قاطع دارد و دعوا را از بین می برد و از این جهت شبیه قرار  است. 1 (ماده 286 ق.آ.د.م) عملی تشریفاتی است و قلمروی گستره دارد (ماده 271) ، وانگهی مواد متعددی از  ق . ا . د . م (270 – 289) و  ق . م (1335-1325) به آن اختصاص یافته است.

 

بخش دوم:

در اینجا بهتر است  به تعاریف سوگند هم از نظر فقه و هم از نظر برخی از حقوق دانان برجسته کشور پرداخت .

گفتار اول:

سوگند یا قسم در فقه: گواه گرفتن یکی از مقدسات (به حسب اعتقاد سوگند یادکننده) بر صدق اظهار خود به طور قطع و علم الا در نفی فعل غیر که باید قسم بر نفی علم باشد.1

قسم از ادله اثبا ت دعوای (ماده 1325 ق . م) و گاهی از تشریفات قانونی اعتبار یک اصل حقوقی محسوب می شود مانند سوگند کارشناسان غیر رسمی (ماده 29 کارشناسان رسمی مصوب 17-11-23) و سوگند نمایندگان مجلس شورای اسلامی (اصل یازدهم ق . ا) قسم علی الاصول برای آینده است.2

گفتار دوم:

1- بنا به نظر دکتر کاتوزیان: سوگند،اعلام اراده ای است که به موجب آن شخصی خدا را شاهد صداقت خود در اظهارات و التزامات بیان شده می گیرد»3

2- بنا به نظر دکتر سید جلال الدین مدنی: قسم یا سوکند « عبار ت است  از به شهادت طلبیدن خداوند برای بیان  امری به سود خود و زیان دیگری»4

3- بنا به نظر دکتر عبدالله  شمس: سوگند«اخباری  تشریفاتی است که به موجب آن شخص، خداوند متعال یا سایر مقدسات را به راستی اظهار یا پا بر جا ماندن بر عهده خود گواهی می گیرد.»5

در حقوق امامیه سوگند وقتی اعتبار دارد که به نام الله و دیگر نامهای مخصوص خداوند باشد و سوگند به صفات خداوند را کافی نمی دانند. بعضی از فقها عقیده دارند ملتهایی که به خداوند ایمان ندارند سوگند انها چیزی خواهد بود که برای آن احترام قائل هستند  بعلاوه از لحاظ زمان و مکان سوگند هم گفته شده که بهتر است در جمعه و اعیاد مذهبی و در مسجد و با طهارت رو به قبله انجام گیرد. قبل از مشروطیت در محاضر شرع سوگند مقام مهمی در بین دلائل داشت ، بعد از اینکه دادگاههای عرضی تشکیل شد و ثبت اسناد  را تدارک دیدند، رفته رفته دامنه سوگند مثل شهادت محدود شد تا آنجا که در سال 1308،1307 با قوانینی که گذشت استقاده از سوگند، شهادت متوقف گردید و در سال 1314 جلد سوم ق . م بار دیگر شهادت و سوگند را با وضع محدودی جزو ادله اثبات دعوی شناخت ، قسم را ضم به دعاوی نمود که به شهادت شهود قابل اثبات باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش سوم

انواع سوگند: این سوگند برای تایید مقاصد خود در آینده با تایید صحت اظهارات خود در گذشته و با تشریفات خاصی انجام می گیرد از این رو سوگند بر دو قسم است :

1-  سوگند عهدی یا التزامی که آن را سوگند یمین العقد نام برده اند.

2-  سوگند التزامی یا قضایی که بحث اصلی ما در مورد این سوگند است.

بهتر است قبل از وارد شدن به بحث اصلی معرفی کوتاه از دو سوگند انجام بدهیم.

گفتار اول

1-سوگند عهدی یا التزامی یا یمین العقد:

سوگندی است که پیوند مستقیمی با ادله ی اثبات دعوا ندارد و بیشتر در حقوق عمومی محل بحث دارد که به موجب آن شخص عهد میبندد که مأموریت یا اقدامی را با شرایط مشخصی به گونه ای انجام دهد و از حق و عدالت تجاوز نخواهد کرد از این قبیل سوگند رؤسای کشورها، وزرا، نمایندگان مجلس، برخی کارمندان بلند پایه ، قضات، اعضای هیأت منصفه ،دادگستری ،کارشناسان،پزشکان و گواهان ،اینک به یک مثال از موارد مذکور ذکر می شود.

سوگند وکلای دادگستری : برابر ماده 39 آیین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب آذر ماه 1334 پس از حاضر شدن پروانه وکالت و قبل از تسلیم به متقاضی مشار الیه باید ریاست کانون و لااقل دو نفر از اعضای هیات مدیره به شرح ذیل قسم یاد کرده  و صورت مجلس قسم  و قسم نامه را امضا کند.

 « در این موقع که می خواهم به شغل شریف وکالت نایل شوم به خداوند قادر و متعال قسم یاد میکنم که همیشه قوانین و نظامات را محترم شمرده و جز عدالت و احقاق حق منظوری نداشته و بر خلاف شرافت قضاوت و وکالت اقدام و اظهاری ننمایم و نسبت به اشخاص و مقامات  سیاسی و خصوصی و کینه توزی و انتقام جویی احتراز نموده و در امور شخصی و کارهایی که از طرف اشخاص انجام می دهم راستی و درستی را رویه خود قرار داده و مدافع از حق باشم و شرافت من وثیقه این قسم است که یاد کرده ام و ذیل قسم نامه را امضا می نمایم » 1

«در صورتی که وکیل در خارج از محل کانون باشد در حضور رئیس عالیترین دادگاه محل اقامت خود و دو نفر از وکلای آن محل به دعوت رئیس دادگاه باید قسم یاد کند و اگر وکیل نباشد در حضور رئیس دادگاه قسم یاد کند (تبصره ماده 39)»

بنابراین چون کسی که سوگند یمین العقد یاد میکند ، به موجب آن تعهد به انجام  یا عدم انجام امری می کند، در صورت تخلف از انجام تعهد، مسئول پرداخت خسارت وارده از آن خواهد بود.

گفتار دوم:

سوگند اثباتی یا قضایی:

سوگندی است که در چهار چوب قانون ادعا یا صحت اظهارات سوگند یادکننده را اثبات می کند.2. از این رو قسمتی از ادله است بنابراین از ادله اثبات دعوی است و چون به هر روی در دادگاه نزد دادرس باید ادا شود به آن سوگند قضایی گفته می شود؛ پس سوگند قضایی باید در دادگاه یاد شود و الا فاقد اعتبار خواهد بود. سوگند قضایی را به عربی یمین و خلف می گویند که بر سه قسم است:

الف: سوگند بتی یا قاطع دعوا    ب: سوگند تکمیلی    ج: سوگند استظهاری

الف: سوگند بتی یا قاطع دعوا: که تنها به موضوع معین باز نمی گردد و هدف آن سقوط یا تأئید دعواست ، به در خواست اطراف دعوا انجام می شود و دادگاه در دعوت یا الزام به سوگند دخالتی ندارد.

ب: سوگند تکمیلی: سوگندی است که مدعی برای تکمیل دلیل ناقصی که ارائه نموده است ادا می شود.

ج: سوگند استظهاری: در دعوا بر متوفی، در صورتی که اصل حق ثابت شده و بقای آن در نظر حاکم ثابت نشده، حاکم می تواند از مدعی بخواهد که بر بقای حق خود قسم یاد کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم:

انواع سوگند قضایی و وجوه افتراق و اشتراک بین آنها

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول

در اینجا به معرفی انواع سوگند قضایی مورد بحث می پردازیم

گفتار اول: سوگند بتی یا قاطع دعوا

سوگند بتی یا قاطع دعوا سوگندی است که به وسیله آن حسب مورد ادعای مدعی ساقط و یا اثبات می شود.1 . سوگند بتی شباهت با اقرار دارد به این معنی که مدعی آنچه را به سود خود است ، تأئید می کند.2 چنین تأئیدی ، از نظر قواعد عمومی اثبات، هیچ اثری ندارد و تأئید  مدعی به اعتبار گفته او نمی افزاید . ولی به دلیل تشریفات مذهبی خاص و اعتماد به ایمان و اخلاص کسی که خدا را شاهد صدق گفتار خود می سازد؛ قانون برای آن تأیید ، آثاری شناخته است که بیشتر به اصل دعوا توجه دارد تا به موضوع معین از این جهت به اقرار شباهت دارد؛ با این تفاوت که اقرار تأئیدی به زیان اعلام کننده و به سود طرف مخالف است. در حالی که در سوگند ، اعلام کننده  به سود خود سخن می گوید و همه شگفتی در این است که تأئید مدعی به سود او پذیرفته می شود؛ و هیچ دلیلی هم خلاف آن را ثابت نمی کند.

کسی که قسم متوجه او شده است در صورتی که نتواند بطلان دعوی طرف را اثبات کند، یا باید قسم  را به طرف دیگر رد کند و اگر نه قسم یاد کند و نه آن را به طرف دیگر رد کند، با سوگند مدعی به حکم حاکم مدعی علیه نسبت با ادعایی که تقاضای قسم برای آن شرط است محکوم می شود.

چنان که دیدیم، اتیان سوگند قاطع دعوا عملی است یک طرفی نیازی به تراضی ندارد و مدعی حکم به دعوی خود را که مورد انکار مدعی علیه است منوط به قسم او می نماید.3

بنابراین در سوگند بتی  یا قاطع دعوا، با سوگند تنها ، یا ادعا  محکوم به رد یا اثبات می شود. مثلاً اگر خواهان ادعایی کند که مورد انکار خوانده قرار گیرد و دلیلی نیز بر صحت ادعای خود نداشته باشد ، می  تواند از خوانده بخواهد که با صحت اظهارات خود سوگند یاد کند یعنی حکم دعوی را منوط به سوگند او نکند. در این مورد حکم دادگاه دعوی را به کلی خاتمه می دهد.

به موجب ماده 271 ق. ج . «در کلیه دعاوی مالی و سایر حقوق الناس از قبیل نکاح، طلاق، رجوع در طلاق، نسب، وکالت و وصیت که فاقد دلایل و مدارک معتبر دیگر باشد ، سوگند شرعی می تواند ملاک و مستند صدور حکم دادگاه قرار گیرد» پس علیرغم عموم و اطلاق ماده باید توجه داشت در دعاوی که با شهادت  شهود قابل اثبات است مدعی می تواند حکم به دعوی خود را که مورد انکار مدعی علیه است منوط به قسم او نماید.

چون دعاوی قابل اثبات به شهادت به سوگند نیز قابل اثبات است ، بنابراین در کلیه عقود و معاملات راجع به عین یا منافع اموال غیر منقول و صلح و هبه و شرکت به سوگند اثبات نمی گردد.»1.(مواد 47 و 48 ق . ث)

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتار دوم

سوگند تکمیلی یا متمم دلیل

سوگند تکمیلی سوگندی است که مدعی ، برای تکمیل دلیل ناقصی که ارائه نموده است ، ادا می نماید.1 یعنی  اینکه اگر چه مدعی دلیل ارائه نموده، اما این دلیل با چشم پوشی از شخص خواهان  و یا خوانده دعوا به تنهایی توان اثبات دعوا را ندارد و مدعی نقص دلیل یا شهادت را با ان جبران کند، به کار می رود. بعنوان مثال، اگر در دعوای مالی بر شخص زنده و حاضر، مدعی تنها یک شاهد داشته باشد و بتواند نقص شاهد دیگر را با سوگند جبران کند، از سوگند تکمیلی یا متمم استفاده کرده است.

قلمرو سوگند تکمیلی:

به موجب ماده 277 ق . ا . د . م  « کلیه دعاوی مالی که به هر علتی و سببی به ذمه تعلق می گیرد، از قبیل قرض، ثمن معامله ، مال الاجاره دیه جنایات ، مهریه، نفقه، ضمان به تلف یا اتلاف، همچنین ، دعاوی که مقصود از آن مال است، از قبیل بیع، صلح، اجاره، هبه  وصیت به نفع مدعی، جنایت خطائی و شبه عمد موجب دیه، چنانچه برای خواهان امکان اقامه بینه شرعی نباشد، می توان با معرفی گواه مرد یا گواهی زن به ضمیمه یک سوگند ادعای خود را اثبات کند»

بدین ترتیب، در تمام دعاوی دینی، قطع نظر از سبب دین، و همچنین دعاوی که هدف آن به دست آوردن مال است، سوگند تکمیلی کاربرد دارد، خواه دعوا بر مردگان باشد یا بر زنده ای که به اصالت طرف دعوا قرار گرفته است.2

در ضمن باید یادآوری کنیم که سوگند تکمیلی زمانی مطرح می شود که شاهدی بر دعوا باشد و استماع شود، سپس نقص این بینه را سوگند جبران کند . پس طبیعی است که ابتدا باید شاهد به وجود دین گواهی دهد تا سوگند مدعی مفهوم خود را پیدا کند.

تبصره  ماده 277 ق . ا .د. م اهمیت واقعیت را بیان می کند:«در موارد مذکور در این ماده، ابتدا گواه واجد شرایط شهادت می دهد سپس سوگند توسط خواهان ادا می شود.»

گفتار سوم

سوگند استظهاری

سوگند استظهاری، در صورتی که خواهان برای اثبات ادعای خود دایر بر مطالبه حقی از متوفی ، سند رسمی در اختیار نداشته باشد و دلیل مورد  استناد طوری باشد که به دادرس تردید عارض شود که آیا حق مذکور بر ذمه متوفی و وارث او باقی مانده است یا نه؟ دادرس رأساً می تواند از او درخواست کند که بر بقای آن سوگند یاد کند تا اولاً: دعوی تکمیل شود ، این سوگند را سوگند استظهاری می نامند که دارای دو شرط است:

شرط نخست: وجود دلیل قبلی بر ثبوت حق: شرط نخست برای درخواست سوگند استظهاری که در ماده 1333 ق . م ذکر شده، این است که دعوی کاملاً فاقد دلیل نباشد بلکه دلیلی بر ثبوت حق در پرونده امر باشد تا نظر دادرس را جلب و سپس او درخواست اتیان سوگند کند. با فقدان دلیل درخواست اتیان سوگند استظهاری از طرف دادرس جایز نیست.

شرط دوم: تردید در بقای حق: برابر ماده 1333 ق . م    دادرس در صورتی می تواند رأساً از خواهان درخواست اتیان سوگند استظهاری کند که دلیل اقامه شده بوسیله خواهان نتواند دادرس را بر وجود فعلی حق کاملاً متقاعد کند. دادرس می تواند بر احراز بقای حق و به اصطلاح استظهاراً از خواهان درخواست اتیان سوگند کند.

مثلاً به استناد یک فقره سند عادی که به امضای متوفی است از وارث او که متصرف ترکه است. مبلغی بابت طلب خود مطالبه کند و وارث نیز با تصدیق اصالت سند، در بقای دین تردید پیدا می کند، یعنی می گوید: احتمال دارد که مورث دین را پرداخت و رسید نیز گرفته است، ولی چون  اسناد او در اثر حریق خانه سوخته ، شاید رسید نیز از میان رفته است و چون مورث زنده نیست تا حقیقت را بگوید، دادرس باید به استناد ماده مذکور از خواهان درخواست کند تا بر بقای دین سوگند باید کند. چنان که می بینیم درخواست سوگند استظهاری بر خلاف سوگند بوسیله خواهان یا خوانده به عمل نمی آید.  بلکه دادرس مستقیماً مبادرت به آن می کند.

بنابراین در دعوا بر متوفی در صورتی  که اصل حق ثابت  شده و بقای آن در نظر حاکم ثابت نباشد، حاکم می تواند از مدعی بخواهد که بر بقای حق خود قسم یاد کند پس این سوگند از طرف دادرس و به منظور اطمینان او رفع شبهه به مدعی پیشنهاد می شود.

سوگند استظهاری مستلزم انحراف احتمالی از حق نیست بلکه تنها یک عمل تحقیقاتی است تا دلیل ادعا را تکمیل کند . بنابراین سوگند استظهاری در واقع دلیل کامل نیست، بلکه جزو دلیل یا تکمیل کننده دلیل است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش دوم

وجوه افتراق و اشتراک بین سوگند بتی تکمیلی ، استظهاری

در این فصل به بررسی تفاوت ها و اشتراک های انواع سوگند قضایی (بتی، تکمیلی، استظهاری) می پردازیم.

1- وجوه افتراق

الف: سوگند بتی و تکمیلی مستلزم درخواست اصحاب دعوا ولی سوگند استظهاری مستلزم درخواست نمی باشد و رأساً از طرف دادگاه ثابت می شود.1

سوگند استظهاری نیازی به تقاضای اصحاب دعوا نمی باشد؛ و دادگاه در صورتی که در رسیدگی به موضوع دعوا تشخیص و نیاز بداند اقدام به صدور قرار سوگند استظهاری می نماید و شخصی که می بایست سوگند یاد کند و دادگاه سوگند را متوجه آن شخص نموده است ؛ اگر خواهان باشد با سوگند وی دعوا ثابت و اگر خوانده باشد و با سوگند خوانده دعوا قابلیت اثبات بر علیه خوانده را نداشته بنابراین دعوا رد می گردد . این در حالی است که سوگند بتی را خود اصحاب دعوی خواه خواهان باشد و خواه خوانده می بایست از دادگاهی که موضوع دعوا در آن در حال رسیدگی می باشد درخواست و تقاضا بکند و این تقاضا و درخواست برای دادگاه هیچ گونه الزامی را ندارد.

ب: سوگند بتی قابل رد به طرف دیگر است ولی سوگند تکمیلی و استظهاری قابل رد نیست.

در سوگند بتی شخصی که سوگند متوجه او شده است می تواند سوگند را در صورت نکول به طرف دیگر رد نمایدو بعبارتی  شخص می تواند از طرف دیگر بخواهد که او سوگند یاد کند و دادگاه در این صورت به طرفی که سوگند به او رد شده است اعلام نماید که آیا حاضر به قبول و اتیان سوگند می باشید؟ ولی در سوگند استظهاری ، تکمیلی سوگند ثابل رد به طرف دیگر نمی باشد. یعنی اگر سوگند از نوع استظهاری و تکمیلی باشد، طرفی که سوگند متوجه او شده است یا باید سوگند یاد کند و یا یاد نکند و دیگر حق رد به طرف دیگر و تقاضای سوگند طرف مقابل را از دادگاه نمی تواند داشته باشد.

ج: سوگند بتی تنها یک ادعا را اثبات یا رد می کند ولی سوگند تکمیلی مکمل دلیل ناقص است و سوگند استظهاری علاوه بر دلیل کامل در دعوا علیه میت باید اقامه شود.1

زمانی که در دعوایی سوگند بتی متوجه شخص گردید، این سوگند یاد نمودن شخص در موضوع دعوا تنها آن ادعا را در صورت سوگند خواهان اثبات و در صورت سوگند خوانده رد می نماید و تأثیر حقوقی غیر از این به موضوع و اصحاب دعوا مترتب نمی باشد. ولی در صورتی که سوگند از نوع تکمیلی باشد همان گونه که از نام  آن پیداست و در واقع تکمیل کننده دلیلی است که ناقص و محکمه پسند نبوده و شخص با اقدام به سوگند تکمیلی دادگاه را مجاب و قانع می نماید که حق با وی می باشد. و سوگند استظهاری زمانی کاربرد دارد که شخص از شخصی که فوت نموده است ادعای حقی می نماید و دلایل و مدارک کافی نیز دارد. ولی برای قوت دلایل و اقناع وجدانی دادگاه ، شخص خواهان سوگند یاد میکند که این نوع سوگند استظهاری می باشد.

د: سوگند استظهاری تنها در دعوای علیه مرده اقامه می وشد بر خلاف دو سوگند دیگر:

همانگونه که در تفاوت بند(ج) نیز اشاره گردید سوگند استظهاری زمانی در دعوایی مطرح و اقامه می گردد که موضوع دعوا بر علیه شخص مرده ای باشد که قادر به دفاع کردن به دلیل عدم حضور نمی باشد . ولی دو نوع سوگند دیگر یعنی تکمیلی و بتی در شخص زنده قابلیت طرح و اقامه را دارد.

ه: آرای مستند به سوگند  تکمیلی قابل تجدید نظر و فرجام خواهی است بر خلاف سوگند بتی1 و آرای مستند به سوگند استظهاری در صورتی که حکم دعوا قابل تجدید نظر باشد قابل تجدید نظر است:2

زمانی که دادگاه در موضوع رسیدگی به دلیل سوگند استناد نمود و رأی خود را بر اساس سوگند طرف صادر کرد، اگر سوگند از نوع تکمیلی باشد از آنجایی که مکمل دلیل ناقص می باشد فلذا قابل تجدید نظر و فرجام خواهی می باشد وطرف مقابل با ارائه دلیل و مدارک متقن و محکمه پسند می تواند از دادگاه تجدید نظر بی اساس و بطلان بودن سوگند تکمیلی را بخواهد درحالی که در سوگند بتی چنین حالتی پیش بینی نشده و سوگند نه قابل تجدید نظر و نه قابل فرجام خواهی می باشد و در سوگند استظهاری اگر اصل حکم دعوا قابل تجدید نظر باشد سوگند نیز قابل تجدیدنظر است.

ز: در سوگند استظهاری  دلیل و شاهد از نظر کمیت کامل و از دیدگاه کیفی نقص دارد، ولی در سوگند تکمیلی، دلیل از نظر کمی نیز ناقص است و دعوا را اثبات نمی کند و در سوگند بتی هم که دلیلی وجود ندارد:3

سوگند بتی زمانی قابل اقامه و طرح می باشد که دلیل دیگری غیر از آن باقی و وجود نداشته باشد در این صورت است که سوگند خواهان بعنوان دلیل مستقل قابل استناد و اقامه بوده و شخص خواهان با استفاده از دلیل سوگند بتواند ادعای خود را به اثبات برساند ولی سوگند تکمیلی زمانی قابل اقامه است  که دلیل یا دلایل موجود در پرونده از نظر کیفی وکمی دارای نقص بوده ، فلذا این نقص هم در تعداد ادله و هم در میزان کیفیت آن تأثیر داشته و با سوگند تکمیلی در واقع کامل می گردد. ولی در سوگند استظهاری دلیل و شاهد از نظر کمیت کامل است یعنی خواهان دلیل محکمه پسند غیر از سوگند نیز دارد و اگر این دلایل بر علیه یک شخص زنده می بود که حل و کافی بود ولی از آنجا که بر علیه شخص مرده می باشد لذا از نظر کیفی نقصی دارد و می بایست با سوگند خواهان دعوا با اثبات برسد.

ی: خوددادری از اداء سوگند استظهاری باعث سقوط  حق می شود ولی در سوگند تکمیلی، دعوا اثبات نمی شود و با ضمیمه شدن شاهد یا دلیل دیگر می توان آن را جبران کرد و در سوگند بتی خودداری از ادا سوگند باعث رد آن به طرف مقابل می باشد:1

در سوگند استظهاری خواهان می بایست سوگند یاد کند درغیر این صورت ادعای وی به اثبات نخواهد رسید و در صورت  خودداری باعث سقوط حق می گردد و حقی که خواهانش می باشد از درجه اعتبار ساقط می گردد ولی اگر سوگند از نوع تکمیلی باشد در صورت خودداری شخص از سوگند به دیگر دلایل موجود رجوع می شود؛ مثل شاهد یا معاینه محلی و غیره و دعوا ساقط نمی گردد و شخص با استناد به سایر دلایل غیر از سوگند می تواند  خواسته و حق خود را به اثبات برساند. و در سوگند از نوع بتی با خودداری شخص از سوگند نه دعوا ساقط می گردد و نه اینکه به دیگر دلایل موجود رجوع می شود بلکه به طرف دیگر رد می گردد و  این طرف دیگر است که یا سوگند را قبول کرده و یا از آن نکول می کند که هرکدام از این نیز احکام مخصوص خود را دارد که در صورت قبول سوگند تبرئه شده وحکم به بی حقی خواهان صادر می گردد و اگر نکول کرد احکام ناکل نسبت به وی مورد اجرا گذارده می شود.

 

 

 

 

 

بخش سوم

2- وجوه اشتراک:

الف: قرارهای اتیان سوگندهای تکمیلی و بتی ، استظهاری هر سه جزو قرارهای اعدادی یا مقدماتی است:

قرارهای مقدماتی یا اعدادی قرارهایی هستند که پرونده را معد برای صدور رأی و نتیجه گیری می نمایند برخلاف قرارهای نهایی که باصدور این قرارها دادگاه فارغ  از رسیدگی می گردد. لذا با امعان نظر در سوگند ها میتوان به این نکته رسید که انواع قرارهای اتیان سوگند (تکمیلی، بتی، استظهاری) از نوع قرارهای اعدادی یا مقدماتی می باشند و دادگاه با صدور این نوع قرار پرونده را معد صدور رأی و تصمیم گیری می نماید، و هر گاه طرف اعم از خواهان و خوانده بدون صدور قرار اتیان سوگند از سوی دادگاه اقدام به سوگند نمودن نماید هر چه موارد سوگند نیز تکمیل  باشد. باز چون بدون صدور قرار از سوی دادگاه اقدام به سوگند نموده است لذا این گونه سوگند مؤثر نبوده و ارزش و اعتبار  قانونی بر آن مترتب نخواهد بود.

ب: شباهت بین سوگند تکمیلی و استظهاری در این است که ادای آن توسط خود مدعی و علم امکان رد آن به  مدعی علیه است :

در سوگند تکمیلی و استظهاری به دلیل اینکه مدعی خود دلایل ابراز کرده هر چند کامل نمی باشند ولی در یاری رساندن به دلیل می توانند به خواهان کمک کنند پس خود باید جبران نقص دلایل باشند به همین دلیل سوگند متوجه خود آنها می شود و نمی تواند به طرف مقابل رد کند ولی در سوگند بتی که طرفین فاقد دلایل هستند طرفی که سوگند متوجه او شده می تواند از خودداری قسم خودداری کند و این خودداری از خوردن قسم می تواند به خاطر عظمت نام خداوند باشد و قسم را به طرف مقابل رد کند پس در سوگند بتی امکان رد سوگند به طرف مقابل وجود دارد بر خلاف دو سوگند دیگر.

 

نتیجه گیری:

سوگند به عنوان یکی از دلایل اثبات دعوا می باشد که در امور حقوقی نسبت به امور کیفری کاربرد متفاوتی دارد . با توجه به اینکه سوگند ریشه در باورهای مذهبی و دینی ما دارد و اعتقاد دینی ایرانیان باعث می گردد که به سوگند از دیدگاه یک ادله شرعی جایگاه و منزلت ویژه ای قائل شده و تا مجبور نشده اند به دلیل سوگند متوسل نمی شوند . لذا هر زمانی که در پرونده ای خواهان دلایلی از جمله اسناد ، شهادت ، امارات و اقرار خوانده نتوانست ارائه بنماید در نهایت برای اثبات ادعای خود به ناچار متوسل به سوگند می شود و ادعای خود را به اثبات می رساند . چرا که معتقدیم سوگند به نام جلان الله هر چند برای گفتن حقیقت باشد باید حرمت و احترام خاصی داشته باشد .

بنابراین سوگند صرفنظر از انواع آن به عنوان دلیل محکمه پسندی می باشد که در امور حقوقی ، خواهان می تواند از دادگاه تقاضای ایتان آن را داشته باشد و دادگاه نیز در صورتی که خواهان بر ادعای خود اصرار داشته باشد و خوانده نیز پاسخ قانع کننده و محکمه پسندی در مقابل ادعای خواهان نداشته باشد می تواند اجازه ایتان سوگند را بدهد .

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع:

1- افشار، سید محسن صدرزاده، ادله اثبات دعوی درحقوق ایران، بی ج، چ سوم ، انتشارات مرکز دانشگاهی تهران ، سال نشر 1376

2- شمس،عبدالله، ادله اثبات دعوا، بی ج؛ چ سوم، انتشارات دراگ، سال نشر 1388

3- کاتوزیان؛ ناصر، اثبات دلیل اثبات ، ج دوم،چ سوم ، نشر میزان ، سال نشر 1385

4- جعفری لنگرودی، محمد جعفر ، ترمینولوژی حقوق، بی ج؛ چ  بیست و یکم، انتشارت کتابخانه گنج دانش،

5- مدنی، سید جلال الدین، ادله اثبات دعوی، بی ج؛ چ نهم ، انتشارات پایدار، پائیز 1385

 



تهیه و تنظیم: فرشاد شرفی - کارشناسی حقوق قضایی


.: Weblog Themes By Pichak :.


خدای من
سکوتم را نبین، دستانی خالی و دلی پر از گناه دارم
آن را پر کن و این را خالی

خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را
یکی همچون نسیم دشت می گوید:
کنارت هستم ای تنها

خدای من، وقتی در زندگی ام کم رنگ شدی، هزار کلمه، هزار ایده، هزار.. بر جای خالی ات ریختم، پر نشد.. به گمانم از جنس بی نهایتی..خدای من! برگرد که تهی شده ام!
خدای من
سکوتم را نبین، دستانی خالی و دلی پر از گناه دارم
آن را پر کن و این را خالی

خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را
یکی همچون نسیم دشت می گوید:
کنارت هستم ای تنها

خدای من، وقتی در زندگی ام کم رنگ شدی، هزار کلمه، هزار ایده، هزار.. بر جای خالی ات ریختم، پر نشد.. به گمانم از جنس بی نهایتی..خدای من! برگرد که تهی شده ام!
آیه قرآن